على ربانى گلپايگانى

435

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

ثانيه را داراست ، زيرا اينها فرآورده‌هاى ذاتى ذهن مىباشند . عدم موفقيت كانت در حل مشكل شناخت : ولى در هرحال تلاش كانت در زمينه حل مشكل شناخت بىنتيجه ماند ، زيرا وقتى اين مفاهيم از پيش ساخته ذهن ، ذهنى محض بوده و هيچ واقعيتى در خارج ندارند ، و در خارج نه عليت و معلوليتى هست و نه ضرورت و امكانى ، در اين صورت ما از كجا مىتوانيم به واقع‌نمايى ادراكات و مفاهيم ذهنى خود اعتماد داشته باشيم ، و بار ديگر برمىگردد به سخن هيوم ، كه ملاك علم بودن ادراكات ذهنى اين است كه ذهن با واقعيت خارجى به گونه‌اى ارتباط داشته باشد ، در غير اين صورت ادراكات و مفاهيم ذهنى قابل‌اعتماد نيستند و اين اشكال بر مقولات دوازدهگانه كانت هم وارد است و كوشش وى بر اينكه با تركيب مفاهيم از پيش ساخته و ادراكات حسى ( معقولات اوليّه ) كاخ علم و معرفت بشرى را برافراشته دارد ، كارساز نخواهد بود . راه‌حل مشكل شناخت : از مطالب ياد شده روشن شد ، كه در زمينهء شناخت براى فلاسفه جديد اروپا مشكلى مطرح شد ، كه به صورت يك بن‌بست درآمد و سرانجام از عهده گشودن آن برنيامدند . راه باز شدن اين بن‌بست اين است كه به آن بيگانگى كه كانت ميان ادراكات حسى و مفاهيم ذهنى قائل شده ، قائل نشويم ، بلكه مفاهيم عقلى و غير حسى را نيز به نحوى به واقعيت خارجى مرتبط سازيم و بگوئيم معقولات بر دو دسته‌اند : 1 - معقولات اوليه كه مستقيما از طريق حواس بدست مىآيند . 2 - معقولات ثانيه كه مستند به معقولات اوليه‌اند و با يك واسطه به عالم خارج ارتباط پيدا مىكنند . به عبارت ديگر : معقولات ثانيه ، خاصيت ذهنى همان معقولات اوليه‌اند ، معقولات اوليه همان ماهياتند كه در ذهن موجود شده‌اند و همان‌گونه كه اين ماهيات در ظرف خارج خواصى دارند ، در ظرف ذهن هم خواصى دارند و از خواص ذهنى